جن

اعتقاد بر جن که با آن چه آیات و روایات به آن تاکید داشتند امری حقیقی و مشاهده آن در گذشته و حال امری عادی بود، بهزادکلا چون در گذشته حالت جنگلی به خود داشت ( نه تنها این روستا بلکه در دیگر روستاها ) این یک امر طبیعی و برای همگان باورش قابل هضم بود که ما در این جا برای زینت این مقاله به دو نمونه از داستان ها که در خود روستا اتفاق افتاده و از شما خواننده گرامی برای اینکه نمی توانم نام آن اشخاص را بگویم معذرت می خواهم و قبل از شروع داستان چند نکته درباره فرق بین فرشته و جن ؛ نکاتی درباره زندگی جن ها و انواع جن ها را اشاره می کنم:

فرق بين فرشته و ملائكه با جن و شيطان

قرآن کریم از حقیقتی یاد کرده است بنام ملک و فرشته ؛  و از حقیقت دیگری یاد کرده است به نام شیطان و جن در آیه 15 سوره الرحمن آمده:  « و خلق الجان من مارج من نار» ترجمه:'' و جنّ را از شعله‏هاى مختلط و متحرّک آتش خلق کرد!

قرآن همه مأمورانی را که در نظام‏ خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملک " می‏نامد،  ولی در مقابل‏ به " جن " هم قائل است. جن در ردیف ملائکه نیست، در ردیف انسان‏ است، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است که مکلف و موظف‏اند، مثل انسان‏، منتها جن مخلوقی است که درجه‏اش از انسان پایین‏تر است. قرآن می‏گوید ما انسان را از خاک، گل، این جور چیزها آفریدیم و جن را از شعله‏ای از آتش آفریدیم .جنس او آتشین است، این یک جنس‏ است و او جنس دیگری، مبدأ مادی این یک چیز است و مبدأ مادی او چیز دیگری  شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد، گفت«خلقتنی من‏ نار و خلقته من طین»(اعراف/12) ''مرا از آتش آفریدی و او را از گل''. معروف است که:جن، جسم آتشین است که به شکلهای گوناگون حتی به شکل سگ و خوک درمی آید و فرشته جسم نورانی است که به شکل های گوناگون به جز سگ و خوک در می آید. جن واقعا وجود دارد حتی تکلیف دارند و مانند انسانها عبادت می کنند. شیطان یکی از مقربان الهی بود که بعد از سالها عبادت به علت سرپیچی از فرمان الهی از درگاه الهی رانده شد او از جنیان بود و از فرمان الهی مبنی بر سجده در پیشگاه آدم سرپیچی نمود.معمولا ارتباط ملک با انسان را به شکل القاء خاطرات خوب در روح انسان بیان می‏کنند که حدیث‏ هم هست که در قلب انسان دو گوش است ، از یک گوش ملک و از گوش‏ دیگر شیطان القائات تلقین می‏کنند و در قرآن آمده است که ملک یا فرشته تمثل پیدا می‏کند یعنی ذات و جنسش جسم نیست ولی می‏تواند مثال‏ جسمانی پیدا کند و در نظر انسان ، در جلوی چشم انسان مجسم بشود . درباره‏ روح القدس و مریم می‏گوید : « فتمثل لها بشرا سویا » ترجمه: در این هنگام، ما روح خود را بسوى او فرستادیم و او در شکل انسانى بى‏عیب و نقص، بر مریم ظاهر شد(مریم - 17) . شیطان هم‏ همین طور است ، گاهی بشر را صرفا به وسیله وسواسی که در دل او القاء می‏کند اغوا می‏نماید و گاهی در جلوی چشم بشر تمثل پیدا می‏کند فرشتگان پاک و معصومند ، و قرآن هم به پاکى و عصمت آنها اعتراف کرده ، آنجا که مى گوید :« بل عباد مکرمون لا یسبقونه بالقول و هم بامره یعملون» ترجمه:''آنها بندگان گرامى خدا هستند ، در هیچ سخنى بر او پیشى نمى گیرند و فرمانهاى او را گردن مى نهند'' ( آیه 36 و 37 سوره انبیاء) . اصولا از آنجا که در جوهر آنها عقل است و نه شهوت بنا براین کبر و غرور و خودخواهى ، و بطور کلى انگیزه هاى گناه در آنها وجود ندارد .

نکاتی درباره زندگی جن ها

۱- جنيان غذا می خورند استخوان و ضايعات , غذای جنيان است و ممکن است از خوردنيها و آشامیدنيهای ديگری هم استفاده نمایند. ازدواج هم دارند و به صورت خانوادگی زندگی می کنند و جا و مکان برایشان مطرح نيست نر و ماده دارند , جفت گيری می کنند و مدت بارداری کمتر از انسان دارند و معمولا از هر شکم بیشتر از يک بچه متولد نمی شود

-  وضع حمل آن ها آسانتر از بشر است رشد بچه سريعتر و بلوغ هم دارند و ولدشان مثل انسان زياد نيست طول عمرشان بيشتر  ز آدمی است مرگ دارند , جسمشان فنا می شود و احتياج به قبرستان ندارند.

۳- سرما و گرما و درد ندارند اما لذت و خوشی و ناخوشی دارند , الفت خانوادگی و خارجی با هم دارند , کار و شغل ندارند

۴- اکثر حيوانات و جانوران آنها را می بینند و برايشان عادی است از اين رو به آنها حمله نمی کنند و می توانند خود را به صورت انسان و غير انسان در آورند آنها پديده های بسيار لطيفی هستند و توان انبساط و انقباض خويش را دارند و در حالت عادی در حال انبساطند لذا ديده نمی شوند ولی اگر منقبض شوند می توان آنها را ديد از آنها می شود عکس گرفت به شرطی که به اين کار راضی باشند

۵- جنيان می توانند از در و پنجره بسته عبور کنند هرجا که هوا بتواند عبور کند جن ها هم می توانند عبور کنند آنها مثل امواج راديو می توانند از شکاف درهای بسته و از هر منفذی بگذرند

۶- به علت نداشتن عنصر خاکی قوه طی الارض دارند و در آن واحد می توانند از يک طرف زمين به طرف ديگر بروند چون هميشه با ما در ارتباط و تماس هستند به همه زبانهای ما آشنايی دارند معايبی دارند بدتر از بشر ولی معايبی که انسان دارد آنها ندارند روزی که خداوند انسان را خلق کرد فاصله ای بين جنيان و بشر قرار داد که جنيان بدون اذن خدا اجازه نزدیک شدن و آسيب رساندن به آدميان را ندارند و اصولا اعمال زشت انسان سبب صدمه به خود آنها می شود و جنيان از طرف خداوند اجازه و اذن اذيت کردن می يابند

۷- هوششان بسیار زياد است و می توانند افکار را بخوانند ولی آينده و گذشته انسان را نمی دانند و قوه خلاقه ندارند و هر چه ذاتی و همان است که در خلقتشان گذاشته شده است . تا به حال چيزی اختراع نکرده اند

انواع جن ها

1- پري : اين نام يك لغت پهلوي و به معناي موجودي ماورايي است كه به شكل زني بسيار زيبا نمايان مي‌شود. در اين گونه كه امكان ازدواج با انسان نيز مطرح شده است، از ديرباز در ادبيات ما نقش مهمي داشته است. اكثر اين موجودات شبيه به زنان زيبا رو و فوق العاده جذاب ظاهر مي‌شوند.

2- ديو : اين عنوان به تيره‌اي تنومند، بدچهره و بدكار اجنه اطلاق مي‌شود در تاوير باستاني نيز مي‌توان نقشي از ديوان يافت.

3- زار : در جنوب ايران معتقدند كه اين تيره از جن در بادهاي وزان صحرا وجود دارند و موجوداتي بسيار خبيث و ناپاكند و اگر كسي آنها را حتي ناخواسته  مورد آزار و اذيت قرار بدهد ، روح و روان وي توسط ايشان تسخير شده و ديوانه مي‌گردد. براي درمان اين جن زدگي از يك جن گير ياري مي‌گيرند و با پرپايي رقص و آوازي ويژه ، زار را به خروج از جسم بيمار ترغيب مي‌كنند و در صورت شكست در درمان ، بيمار را در بيابان رها مي‌كنند تا او به شكلي با زار كنار بیابد.

4-آل : زني بد هيبت و خبيث است كه زنان تازه ‌زا و باردار را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دهد و نوزاد او را مي‌ربايد. اين مورد علاوه بر آن كه مي‌تواند توجيهي خرافي براي مرگ و مير زايمان باشد ، ممكن است به ربودن نوزاد آدمي توسط اجنه نيز اشاره داشته باشد.

 5- بختك : گفته مي‌شود كه اين تيره‌ي جن هنگام بيدار شدن از خواب و وقتي كه فرد نيمه هوشيار است، بر روي او افتاده و توان هر گونه حركتي ، حتي فرياد زدن را از او مي‌گيرد . شايد اين مورد ، ارتباطي با توانايي اجنه در مصادره‌ي انرژي دروني انساني داشته باشد.

6- همزاد : اعتقاد بر آن است كه همزمان با تولد هر انسان ، در دنياي اجنه نيز جني متولد مي‌شود كه سرنوشت اين دو ، به نوعي با هم ارتباط مي‌يابند ، گفته مي‌شود كه اين همزاد به اشكال مختلف سعي مي‌كند كه در كنار جفت خود بماند و در اين راه حتي از اين كه به صورت حيوان خانگي مانند سگ ، گربه ، كبوتر و ... دربيايد نيز پروا ندارد ، بارها ديده شده است كه با تولد نوزادي ، يك كبوتر يا حتي مار كوچك بي مقدمه وارد خانه شده است و با آزردن يا راندن آن از خانه وضع كودك نيز ناخوش و دگرگون شده است.

7- گورزاد : اين تيره ، انسان گونه‌ها كوچك و ريز هستند كه در درون زمين خانه دارند و عليرغم جثه كوچكي كه دارند قيافه‌اي شبيه ما دارند، كه به آنها آدم كوچولو نيز مي‌گويند.

داستان جن 1 = سوزن گیره ای و جن

یکی از اهالی محل که فوت شده و دارای شهرتی بس عظیم در زمینه علاج شکستگی استخوان بود نقل می کرد و این قضیه هنوز هم زبان زد خاص و عام است که می گفت:

مدتی بود احساس می کردم اسب من صبح ها حالت کوفتگی به خود  داشت به مانند اینکه شخصی از شب تا به صبح در خرابه ها با آن سواری انجام داده باشد تا آن که روزی تصمیم به آن گرفتم شب موقع خواب زین اسب را با روکش قیری ( سیاه و خیلی چسبناک از خانواده نفت ) بر روی اسب بگذارم تا بفهمم چه کسی بر اسب سوار می شود ، زمانی که صبح وارد تویله اسب شدم ، دیدم شخصی بر آن سوار است . دیدم که می گوید هر چه می خواهی به تو می دهم امّا آن کلام ( همان بسم الله ) را بر زبان جاری نکن( قابل ذکر است جن بر دو قسم کافر و مسلمان هستند و فقط کافر از این کلام الهی فراری است) می گوید من سوزن گیره ای بر بازوی وی بستم و ایشان را تا عصر زندانی کردم وی انقدر ناله و زجه زد تا ان که دل همسرم به حالش سوخت ( اما همسرم خبر از جن بودن آن شخص نداشت) همسرم زمانی که ناله و زجه فراوان آن شخص را شنید داخل تویله اسب شد ، دید شخصی بر اسب سوار است و می گوید این گیره را از بازوی من باز کن.

موقع باز کردن سوزن گیره ای زمانی که به اعتقاد خودش بسم الله را بر زبان جاری کرد ؛ ولی شخصی را ندید.

داستان جن 2 = گاوهای زیبا

یکی از اهالی محل که فوت شده در گذشته نقل می کرد که روزی از خرابه چند گاو درشت هیکل و زیبا وارد روستا شدند و از جمله وارد سرای بنده شدند. فرزندان من نوجوان بودند و از این گاو ها خیلی خوششان آمد، اصرار کردند پدر جان حتما این گاوها را برایمان بگیر. من به آن ها گفتم طرف این گاوها نروید و از حقیقت ماجرا تا حدودی مطلع شدم. زمانی که پسرانم خواستند به اطراف گاوها بروند آن کلمه مقدس ( بسم الله ) را بر زبانم جاری کردم که در همین لحظه بچه ها متوجه شدند اصلا گاوی در حیاط منزل ما وجود ندارد. و این درسی شد برای بچه هایم که همیشه و در هر حالی این ذکر ایمن سلامت همگان است.