روستای بهزادکلا
 
روستای بهزادکلا از توابع نکا استان سرسبز مازندران

امامزاده عبد الله روستای اطرب از درگیری تا شهادت

درباره مزار امام کوتی که پیران و بزرگان از اقوال پدارنشان نقل نمودند بدین قرار است که می گویند:

این مزار در گذشته حالت تپه ای بیش نبوده و می گویند مردمانی در همین مکان ، روستای فعلی که شاید تعدادشان بیش نبود، زندگی می کردند. زمانی که سید جلیل القدر ( امامزاده عبد الله ) به روستای قدیم بهزادکلا پناهنده شد می گویند چند نفر انسان شرور به دنبال پیدا کردن او بودند ،  که چند نفر از اهالی اطرب قدیم در کنار همین قبرستان امام کوتی در حال درو زمین هایشان بودند و مشاهده کردند که این سید جلیل القدر داخل شکاف عظیم الجثه که تا حدود 30 سال گذشته آثاری از این درخت باقی بود پناهنده شده، آن ها این مردمان را تحت فشار قرار داده و تهدید به مرگ کردند، که اگر مکان پناهنده شدن این سید را نشان ندهید شما را می کشیم و آن ها برای آن که از نشان دادن این سید به اشرار خودداری نمایند با آب دهان به طرف درخت پرت کردن ( با اشاره ) مکان را نشان داده و آن سید در این میان به شهادت رسید. در هنگام درگیری آن چه می گویند شصت آن سید جلیل القدر به ضرب شمشیر یا خنجر از دستانش جدا و داخل علفزار ناپدید گشت. هنگام دفن آن سید در روستای اطرب متوجه گشتند ، انگشت شصت همراه بدنش نیست. آن ها گفتند بدن را دفن کرده و هر زمان شصت را پیدا کردیم ، کنار قبرش مدفون می نماییم که همان شب خواب دیدند آن سلاله پاک فرمود: باید انگشت من در همان مکان بماند و آن مکان دارای قداست گردد و قبرستان مؤمنین گردد و شاید بالغ بر 300 سال در آن مکان مردم دفن گشتند.

در این که آیا این سید همان امامزاده عبد اله باشد یا شخص سید دیگری ، بین بزرگان اختلاف می باشد، اما احتمال خیلی زیاد آن است که آن سید جلیل القدر همان امامزاده عبد الله است که به خاطر نامعلوم بودن نام او آن را به نام بنده خدا ( عبد الله ) نام گذاری و بر مرقد مطهرش به خاطر کرامات و  عجایب و استشفا بسیار ، حرمی بنا نموده اند که تا به امروز مورد احترام و تجلیل بسیار می باشد.

( نکته ای که در آخر باید ذکر کنم اینکه فاصله مزار امامزاده عبد الله روستای اطرب تا مزار امام کوتی روستای بهزادکلا تقریباً 700 متر می باشد)

خداوند روحش را با رسول الله محشور بگرداند.

بنای معماری امامزاده عبدالله اطرب

بنای دارای 800 سال قدمت بوده و هشت ضلعی می باشد و سبک معماری آن همانند امام زاده عباس ساری و از جنس آجر می باشد.از نکات قابل توجه آن وجود 5 درخت چنار چند صد ساله می باشد.

همت در گسترش قبرستان = ورود شهید گمنام + ساخت حسینیه چهارده معصوم (ع)

تقریباً در 9 سال پیش زمانی که خواستند قبرستان امام کوتی را گسترش دهند یا به نوعی تجدید بنا نمایند ( چون بزرگان نقل می کردند زمین های اطراف که در حال حاضر کشت می شود به مرور زمان از قبرستان جدا گشته شاید بتوان گفت که مال قبرستان باشد) عزیزانی آمدند با مانند آقای قدری ، آقای پالیزوان و خانم سیده فاطمه موسوی برای حسینیه و سرویس بهداشتی زمین هایی در ختیار این مکان قرار دادند، زمانی که خواستند مکان را خاک برداری کنند به چندین جسد که می تون گفت بالغ بر 200 الی 400 سال قدمت داشت در قسمت کناری چاه مدفون و نشان از قدمت این قبرستان و اهمیت مردم گذشته به این قبرستان دارد.

امروزه با هما و همبستگی فراوان به پاس این مکان مقدس آستین دست همت را بالا کشیده و دور آن مزار حصار و برای مزار درب هایی قرار دادند که مانع ورود حیوانات به این مکان گردد. جالب اینکه این قبرستان مزین به زینت مقدس " شهید گمنام " در وسط این قبرستان بنا گردیده و مردم آستین همت را بالاتر کشیده و حسینیه چهارده معصوم را که همان زمین اهدایی سیده فاطمه موسوی می باشد را در آن بنا نمودند .

دلم نمی آید که در اخر این این را نگویم که از زمان نوسازی این قبرستان که از یک دهه هم کمتر می باشد نگذشته که این قبرستان زبان زد خاص و عام تمام مومنین در اطراف و اکناف گردیده است که خداوند به همه خیرین و متصدی آن قبرستان و حسینیه، آقای حاج سیف اله خدادادی و البته کمک های نقدی و غیر نقدی مردم؛ جزای خیر و اجر اخروی عنایت بفرماید، ان شاء الله.

خاطره ای جالب: هیزم هم صاحب دارد

مرحوم حاج سید علی موسوی نقل می کرد :

من در گذشته و جوانی روزی ( زمانی که نه نفتی بود و نه گازی ) از قبرستان امام کوتی مقداری هیزم جمع کرده بودم تا برای گرما از آن استفاده کنم. هیزم را پشت خانه ام قرار دادم ، همان شب در خواب سید جلیل القدری را مشاهده کردم که با تندی به من فرمود : چرا هیزم این قبرستان را برداشتی؟ ای قبرستان برای خودش صاحبی دارد! ( شاید صاحبش همان صاحی انگشت شصت ، امامزاده عبد الله مدفون در روستای اطرب باشد)

زمانی که صبح از خواب برخواستم هیزم را به همان مکانی که برداشتم ، یعنی قبرستان امام کوتی برگرداندم و از کرده خود بسیار پشیمان گشتم و فهمیدم که حتی هیزم هم صاحب دارد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 اسفند1388 توسط هادی خدادادی
تمامی حقوق مطالب برای روستای بهزادکلا محفوظ می باشد